سهواء

لعل لبت صهبای من / آن دل که بردی، باز ده

سهواء

لعل لبت صهبای من / آن دل که بردی، باز ده

پاسخ یک پیام

یکی از دوستان در پیامی خصوصی، به شرح زیر، ایرادات و سوالاتی در رابطه با نگاره قبلی بنده مطرح کردند که لازم دیدم بدون ذکر نام به پاسخ برخی از بخش های آن بپردازم.


نامه بدین شرح بود:


در مورد آخرین پستی که زدی اولا باید بگم که این دغدغه شما برای تحول اینچنینی قابل تقدیره منتها این نتیجه گیری سریع برای من جالب بود چون شما بصورت مطلق میگی "قرآن و نهج البلاغه کتاب هایی هستند که باید گوشه طاقچه خاک بخورند" و این رو منسوب به حوزوی ها یا بقول خودتون حوزه میدونین و متقابلا میگین غربیها در زمینه ینی دینداری اسلامی در عین اینکه مسلمون نیستند موفق بودند،‌این حرفی هست که فروغی بعدش هم شهید مطهری میگن و قابل قبوله و لی چند درصد موفق بودند؟ این موفقیتشون بیشتر از ما بوده؟ بله ما در کشورمون بانکداری با ربایی رو داریم که اسمش بانکداری بدون رباست اما همه علما به ربایی بودن بعضی وام ها فتوا دادند ولی هنوز دارن میدن و مردم هم استفاده میکنن!‌مشکل چیه مردم ؟ دولت؟ حوزه ها؟
یا اینکه میگین ما دنبال بی راهه های اوناییم یعنی چه؟ منظورتون حوزه هاست؟ یا جای دیگه ایه؟

ضمنا من رابطه دو خط اول  با نتیجه گیری در پایین رو متوجه نمیشم لطفا بیشتر توضیح بدین.

بازه میگم این دغدغه شما برای تغییر استراتژی عالیه قبولم هست حتی یه کارهایی هم بصورت سازمانی و فردی شده که کافی نیست.

بله به نظر من این دیدگاه تقدس مأبانه از دین کاملا غلطه اما حرکت سریع بسمت نوین گری و مدرنیته اثرات به مراتب بدتری و به همراه داره نمونش دکتر سروش بعدشم شبستری شما باید به قسمت هم توجه کنین تحول اینطوری مبانی محکمی رو لازم داره تا بر اساس اون صورت بگیره که قطعا این نیاز به زمان داره.



پاسخ به بخش هایی از این نامه :


صحبتی که در نگاره قبلی بنده مطرح شد، قائل به این نکته بود که در دنیای امروز برای گسترش دین نمیتوان تنها از راه های گذشته استفاده کرد و صرفا با گفتن این مطلب که فلان عالم اینطور بیان کرده یا فلان جای قرآن اینطور آمده، مطلبی را به مردم و خصوصا جوان ها قبولاند، بلکه میبایست از روشهای تعقلی و تفکری برخی مطالب را برای آن ها اثبات کرد. زیرا که امروزه مردم به نوعی خودشان را در همه زمینه ها، خصوصا زمینه های دینی، صاحب نظر میدانند - همه به شکلی درگیر سکولاریسم هستیم - و تنها یک زبانِ استدلالیِ کوبنده قادر به قبولاندن مطلبی به آن هاست.

اینکه به صورت مطلق عدم توجه به قرآن و نهج البلاغه را در حوزه ذکر کردم، نه از این جهت بود که هیچ نگاه و توجهی به این دو کتاب مقدس در حوزه ها صورت نمیگیرد، بلکه گاها بررسی هایی صورت گرفته است، که یا در خور توجه نبوده و یا اگر بوده به زبان ساده تر به میان مردم نیامده است. همچنین همه میدانند که متولیان امور دینی، گسترش دهندگان و خط مشی دهندگان آن در میان مردم و جامعه، حوزه و حوزویان هستند و از طرفی به قول خود حوزویان، بالاخص حاج آقای قرائتی، اگر هیچ کتابی نباشد و تنها همین دو کتاب را داشته باشیم، ما را کفایت است. لذا اینکه تنها نام این دوکتاب ذکر گردید و همچنین تنها نام حوزه آورده شد از این باب بود.

ذکر دو خط اول، تنها بیان یکی از مواردی بود که در جامعه ما درست به آن پرداخته نشده است، و همچنین ایجاد آمادگی ای جهت ارائه ی فایل صوتی منتشر شده. فایل مذکور در عین آنکه دارای اشکالاتی است - بعضی از دوستان به مواردی از آن اشاره کردند. هرچندکه تمام ایراداتِ گفته شده از دیده بنده جایگاهی نداشت - اما با زبانی علمی و به قولی تفکری به ذکر دلایلی جهت اثبات برخی نکات بیان شده در دین اسلام پرداخته است. به عنوان مثال یکی از دلایل لزوم حجاب را از طریق مسائل جنسی به اثبات رسانید. و هدف از انتشار این فایل، آشنایی شنونده با برخی مسائل لازم در زندگی و همچنین بیان این مطلب که، میتوان برخی فرامین الهی - به بیانی بهتر، برخی الطاف الهی - را با زبانی استدلالی برای مردم به اثبات رساند.

و اینکه ذکر کردند "حرکت سریع به سمت نوین گری و مدرنیته اثراتی به مراتب بدتر به همراه دارد ... تحول اینطوری نیاز به مبانی محکم و ..." درست است، اما چندین سال است که حوزه های علمیه در حال فعالیت هستند، تنها 30 سال از عمر حوزه ها در دوران انقلاب بوده است، لذا نمیتوان گفت چنین حرکتی دفعتا است! و مبانی ما محکم نیست! اگر هم بپذیریم که این حرکت دفعی است و مبانی محکم نداریم که خیلی بدتر است! و این خود اثباتی بر نگاره بنده خواهد بود.


-----------

س1: در نهایت، امیدواریم با کارهایی عمیق تر از سوی حوزه و حوزویان عزیز، و اشخاصی که دغدغه دین و فرهنگ مردم را دارند، شاهد گرایش هرچه بیشتر مردم و خصوصا جوان هایمان به سوی دینداری باشیم.

س2: باتشکر از ارسال کننده پیام.


نظرات 6 + ارسال نظر
سمانه جمعه 19 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:01 ب.ظ

هیچ نگاه و توجهی به این دو کتاب مقدس در حوزه ها صورت نمیگیرد، بلکه گاها بررسی هایی صورت گرفته است،

!!!!!!
گاها؟!!
شما از نزدیک بررسی ها رو صورت ندادین

بله، گاها!
که یا در خور توجه نبوده و یا اگر بوده به زبان ساده تر به میان مردم نیامده است.

این صحبتِ تنها من نیست.
در حوزه درسی به نام نهج البلاغه ندارند، تنها گاهی میگویند فلان نامه یا خطبه را پایان ترم امتحان میگیریم، همین!

نویسنده پیام خصوصی شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 10:28 ق.ظ

هدف از نامه سوالاتی بود که بخاطر صرفا کوتاه بودن نگاره گذشته شما در ذهن ایجاد میشد اکنون از اینکه مقدمات بیشتری را برای بیان مقصود خود ارائه کردید متشکرم.

بله درسته.
مخلص آقا.

سمانه شنبه 20 آبان‌ماه سال 1391 ساعت 09:49 ب.ظ

آیا داشتن درسی به نام نهج البلاغه باعث میشه بیشتر تفکر روی مفاهیم داشته باشیم یا مطالعه ی تک تک مطالب بصورت مجزا؟

من تحقیق ها ی گسترده ایی که روی موضوعات ریز و مختلف موجود در این دو کتاب مثلا هست و صورت گرفته رو دیدم و با محققینش رابطه دارم

خیلی روی این مطالب کار میشه و این نگاه یکطرفه و صرفا بدون تحقیق نیست
در غالب پژوهشکده ها و طرح های پژوهشی حتی
پای صحبت عالمان حوزوی وقتی مینشینی و از یک نامه ی کوچک نهج البلاغه مثلا صحبت میکنن متوجه میشی که چقدر تحقیق شده
و ارتباط تحقیق های علمی و آنچه که در این کتاب ها هست نیز بسیار دیدم

بیشتر تحقیق کنین

اگر دقت میکردین عرض شد، تنها امتحان گرفته میشه، نه اینکه یک خطبه/نامه تدریس بشه و به صورت موردی روی مفاهیم آن بحث بشود و در آخر امتحان گرفته بشه!

تحقیقات گسترده چند درصدش از حوزه برخاسته؟!
عالمان حوزوی، که البته میدونم منظورتون کدوم عالمانه، خودشون به این مطلب اذعان دارن که در حوزه های علمیه توجهی به این کتاب ها نمیشه.

در نهایت انشالله همینطور است که شما میگویید، و حقیقتا بنده هم خوشحال میشدم اگر صحبت شما صحت داشت.

محمدرضا چهارشنبه 1 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 04:22 ب.ظ http://sokraneh.blogfa.com/

در حوزه فقه و اصول مرسوم ملاک با سوادی ست. و این نقدی ست که سالیانی به حوزه وارد شده.
اگرچه همین فقه و اصول هم در قبال مقتضیات زمان انقلاب اسلامی به شدت ساکت و عقیم است.
اما نقد حوزه را به حوزویان واگذاریم بهتر است.
بل الانسان علی نفسه بصیره

الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم

محمدرضا جمعه 3 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 02:44 ب.ظ http://sokraneh.blogfa.com

چه ربطی داشت این جواب؟

گفتی، انسان بر نفسش بصیره.
گفتم، انسان بصیر هم باشه دینش لقلقه زبانشه.
و اکثرهم لا یعملون.

محمدرضا شنبه 4 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 11:59 ب.ظ http://sokraneh.blogfa.com

حالا کار با دینش نداشتم.
عرضم این بود که کسی که خودش به کاری معروفه تو اون کار تبحر داره خودش بهتر به زوایا و چالش ها و نارسایی هاش آگاهی داره تا من و شما که از بیرون یه کلیت و ظاهری از قضیه رو می بینیم.
خاصه منظورم این بود که:
حوزه هرچقدر هم به قرآن و نهج البلاغه بی مهری کرده باشه باز هم مرکز نشر معارف قرآن و نهج البلاغه است و به این مهم که شما متعرض شدی بیشتر اشراف داره.

متوجه منظورت بودم.
منکر صحبتت هم نیستم. اما به عنوان متاثرِ حوزه لازم میبینم که انتقاد کنم.

یک متغیری داریم به نام بهره وری، بهره وری به بیان ساده و قابل فهم بیانگر خروجی بهتر و موثرتر به ازای ورودی یکسان هست. بهره وری در حوزه پایینه.

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد